مادربزرگ من (1901–2008) در گرودنو بلاروس به دنیا آمد. او در سال 1921 به ایالات متحده مهاجرت کرد. مادربزرگ و پدربزرگم در نمایش تئاتر شیکاگو همبازی بودند و در سال 1938 ازدواج کردند. آنها در دنور کلرادو، متل و آرایشگاه افتتاح کردند.
مادربزرگم هرگز انگلیسی خواندن را یاد نگرفت، اما کتابها و مجلات روسی زیادی داشت که از بچگی دوست داشتم به آنها نگاه کنم (برای عکسها و تصاویرشان، چون نمی توانستم روسی بخوانم). من مخصوصاً سالنامههای شوروی او را دوست داشتم. او حداقل دوازده تا از این تقویمها داشت. خوشحالم که او آنها را دور نینداخت. وقتی او در 107 سالگی درگذشت، چهار تا از آنها را گرفتم. یکی مربوط به سال 1962 است، دیگری مربوط به سال 1967 است و دو مورد مربوط به سال 1968 است. آنها روی کاغذ روزنامهای با جوهر سیاه و قرمز چاپ شدهاند و با یک گیره فلزی، سیاه رنگ صحافی شده اند. برای هر روز سال یک برگ کاغذ وجود دارد.
این تقویم ها من را به یاد وبلاگ می اندازد. هر روز یک تکه کوچک اطلاعات و سرگرمی دارد: مسائل شطرنج، زندگی نامه قهرمانان شوروی، کارتون، چشمانداز سفر به فضا، رقصندگان باله، مجسمهها، تراکتوها و غیره. این دقیقاً همان چیزی است که شما از تبلیغات شوروی در اواسط قرن انتظار دارید. حالا میفهمم که طراحی و تصویرگری این تقویمها در سلیقه من در گرافیک تأثیر زیادی داشته است. ممکن است تمام تلاشهای تصویرگری، طراحی و انتشارات من تلاشی برای بازگرداندن احساس خوبی باشد که در هنگام مطالعه این کتابها، در حالیکه روی کف اتاق نشیمن مادربزرگم نشسته بودم، داشتم.
من سعی کردم «تقویم های شوروی» را به صورت آنلاین جستجو کنم تا درباره آنها اطلاعات بیشتری کسب کنم، اما نمی توانم چیزی درباره این نوع تقویم پیدا کنم. هیچ چیز در eBay نشان داده نمی شود. دوستی که در آن زمان در اتحاد جماهیر شوروی بزرگ شده بود، این تقویم ها را به خاطر میآورد و به من گفت که آنها در زمان کمبود دائم دستمال توالت مصرف شدند، بنابراین دیگر تعداد زیادی از این تقویمها موجود نیست.
من عکس برخی از صفحات داخلی تقویمهای مادربزرگم را در اینجا قرار دادهام.
منبع: مگنت