چطور خودم را به بهترین نحو برندسازی کنم؟

سئوال:

مشاور عزیز،

چند سال پیش، در یکی از مقالات مجله «فست کمپانی» به عبارت «برندسازی شخصی» برخوردم. ابتدا تصور می‌کردم که برند شخصی، همان رزومه است اما پس از خواندن این مقاله، فهمیدم برند شخصی، فراتر از این‌هاست. مقاله این گونه آغاز می‌شد: «در هر سن و سال، جایگاه شغلی و کسب‌وکاری که هستید، باید اهمیت برندسازی را درک کنید. همه شما مدیران ارشد شرکت خودتان هستید و مهم‌ترین وظیفه شما، تبلیغ خودتان است». پیام اصلی این مقاله این بود که همان‌طور که یک محصول را برندسازی و تبلیغ می‌کنید، باید خودتان را نیز برندسازی و به بازار کار معرفی کنید. سوالم اینجاست که چطور می‌توانم خودم را به بهترین نحو برندسازی کنم؟ از چه کانال‌هایی می‌توانم استفاده کنم؟ برند شخصی از چه مولفه‌هایی تشکیل شده است؟ نشانه‌های یک برند ناکارآمد چیست؟

پاسخ مشاور:

دوست عزیز، برند شخصی تو معرف توست. وقتی شخصا در جایی حضور نداری که خودت را معرفی کنی، برند تو می‌تواند تو را معرفی کند.حساب کاربری تو در سایت لینکدین، بخش مهمی از برند شخصی‌ات است. اگر در این سایت عضو نشده‌ای و حساب کاربری نداری، عدم حضور تو در این سایت نیز می‌تواند بخشی از برند تو و معرف تو باشد. رزومه نیز یکی دیگر از اجزای برند شخصی است. کسانی که تو را می‌شناسند از تو ذهنیتی دارند که در گذر زمان و به واسطه معاشرت با تو شکل گرفته است. طرز لباس پوشیدن، ماشین یا دوچرخه‌ات، آدرس خانه‌ات، ذائقه‌ات در غذا خوردن، فیلم‌هایی که می‌بینی، موزیکی که گوش می‌دهی، لطیفه‌ها و شوخی‌هایت، عادت‌ها و رفتارهایت همه و همه بخشی از برند تو هستند. هر حسی که دیگران با دیدن تو دریافت کنند و هر آنچه نظر آنها را به تو جلب می‌کند بخشی از برند توست و این اصلا بد نیست.

بعضی‌ها می‌گویند: «من انسانم، نه یک محصول! پس نیازی به برند شخصی ندارم».

شاید شما نخواهید یک برند شخصی داشته باشید، اما چه بخواهید چه نخواهید، یک برند دارید. حتی اگر چیزی به اسم اینترنت وجود نداشت، باز هم شما یک برند داشتید. به هر حال هر کسی وجهه‌ای دارد و وجهه شما، همان برند شماست. اگر این نشانه‌ها را مشاهده کردی، بدان که باید در نحوه برندسازی خود تجدید نظر کنی:

  1. کسانی که پس از دیدن رزومه یا حساب کاربری‌ات در لینکدین با تو تماس می‌گیرند هیچ وجه اشتراکی با تو ندارند.
  2. وقتی آشنایانت از تو درباره زندگی و شغلت می‌پرسند، باید ساعت‌ها برایشان توضیح دهی. اطرافیانت نمی‌دانند شغل تو چیست و درباره آنچه انجام می‌دهی تصورات اشتباه دارند.
  3. آژانس‌های کاریابی با تو تماس می‌گیرند، اما معمولا شغل‌هایی را به تو معرفی می‌کنند که با روحیات تو سازگار نیستند. آنها هیچ‌وقت شغل دلخواهت را به تو معرفی نمی‌کنند.
  4. وقتی آشنایانت تو را به یک غریبه معرفی می‌کنند، معمولا در معرفی تو دچار اشتباه می‌شوند و حتی اگر چند جمله در وصف تو بگویند، چندین اشتباه فاحش در گفته‌هایشان وجود دارد.
  5. دوستان و کسانی که با آنها ارتباط کاری داری، افرادی را سراغ تو می‌فرستند که هیچ ارتباطی به روحیات و حوزه کاری تو ندارند. آنها یک تصویر مبهم از تو و علایقت دارند و بر همین اساس تو را به دیگران معرفی می‌کنند.
  6. نمی‌توانی شغل و اهداف کاری‌ات را در چند کلمه بیان کنی. به همین علت، برای کسانی که تو را برای اولین بار دیده‌اند، در هاله‌ای از ابهام قرار داری.
  7. وقتی به مصاحبه‌های شغلی دعوت می‌شوی، متوجه می‌شوی که مسوول مصاحبه از دیدن شما شوکه شده، چرا که انتظار شخص دیگری با سوابق کاری و مهارت‌های کاملا متفاوت را داشته است.
  8. نمی‌توانی بیوگرافی خود را در چند سطر بنویسی. بیوگرافی تو شفاف و قابل فهم نیست.

برندسازی کار آسانی نیست. باید فعالیت‌های حرفه‌ای خود را لیست کنی و مهم‌ترین‌ها را به صورت خلاصه بنویسی. باید بتوانی مسیر حرفه‌ای و اهداف خود را در چند کلمه شرح دهی و این نیاز به تمرین دارد. برندسازی، نیازمند زمان و تفکر است. باید از خودت سوالات اساسی بپرسی، از جمله: «اهداف من چیست؟ در چه مسیری قرار دارم، دوست دارم دیگران چه تصویری از من داشته باشند و از چه فرصت‌هایی استقبال می‌کنم؟»

گام اول برای معرفی خودت در لینکدین (که به باور بسیاری، مهم‌ترین ابزار برای معرفی خودتان به کسانی است که شما را نمی‌شناسند)، این است که بگویی چه کاری انجام می‌دهی یا دوست داری انجام دهی (از نظر حرفه‌ای).

نگو: «من یک کارشناس کسب‌وکار همه‌فن‌حریف هستم!». این می‌تواند صدها معنی داشته باشد و کمتر کسی فرصت می‌کند تمام حساب کاربری‌ات را زیر و رو کند تا سر از کار تو در بیاورد.

بگو که قصد داری چه کارهایی انجام دهی. هدف حرفه‌ای خود را انتخاب کن و شفاف و بی‌پرده درباره آن صحبت کن. خود را به این شکل معرفی کن: «من یک مدیر مالی هستم» یا «من به مولفان کمک می‌کنم کتاب‌هایشان را منتشر کنند». بیش از حد به جزئیات نپرداز، اما از کلی‌گویی هم بپرهیز چون در این صورت برند تو معنای خود را از دست می‌دهد. آماده‌باش که از بعضی از کارها فاصله بگیری و به کارهای دیگر روی آوری.به این منظور باید خودت و بازار را بشناسی، اما نه فقط برای برندسازی. هر انسان بالغی برای آنکه در محیط کار هزاره سوم دوام بیاورد، باید خود و بازار را تا حدی بشناسد. هر چه خودت را بهتر بشناسی، صدای تو از طریق رزومه، لینکدین، مکالمات و ارتباطاتت با قدرت بیشتری به گوش همگان خواهد رسید. وقتی خودت دقیقا نمی‌دانی که چه کاری انجام می‌دهی، چطور می‌توانی انتظار داشته باشی دوستانت بتوانند تو را به درستی معرفی کنند؟حالا وقت آن رسیده که بنشینی و به این سوالات فکر کنی: «چه شغلی را دوست دارم؟ در چه کاری مهارت دارم؟ بازار کار به چه مهارت‌هایی نیاز دارد؟» شغل تو، کسب‌وکار توست. هر کسب‌وکاری به یک برند جذاب و قدرتمند نیاز دارد و تو نیز از این قاعده مستثنی نیستی.

  1. در مورد پیشنهاداتی که مشاوران خارجی ارائه کرده‌اند، قبل از پذیرش و به‌کارگیری این پیشنهادات، بررسی کنید که آیا با توجه به شرایط و بافت اجتماعی - اقتصادی کشورمان، اجرای این پیشنهاد به مصلحت است. این وبلاگ مسئولیتی در قبال کاربرد این پیشنهادات توسط خوانندگان ندارد.
  2. لطفا نظرات و تجربیاتتان را با خوانندگان وبلاگ در میان بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا