دو عاشقانه‌ از نزار قبانی

من دربارهٔ تو به آن‌ها نگفته‌ام
اما تو را دیده‌اند که در چشمانم شنا می‌کنی
من دربارهٔ تو به آن‌ها نگفته‌ام
اما تو را در کلماتم دیده‌اند
عطرِ عشق،
نمی‌تواند پنهان بماند …

چشمانت کارناوال آتش بازیست!
یک روز در هر سال
برای تماشایش می روم
و باقی روزهایم را
وقف خاموش کردن آتشی می کنم
که زیر پوستم شعله می کشد!

اغلب دوست ندارم مناسبتی به کسی تبریک بگم (به جز روزهای مرتبط با طبیعت، خصوصا اول پاییز)، ولی مگه میشه اول صبحی که داری تلگرامت رو چک میکنی، «من دربارهٔ تو به آن‌ها نگفته‌ام …» رو بخونی و به کسی نگیش؟

توجه: این دو رو از رو کتابهای چاپی نزار قبانی نخوندم، اولیش رو که گفتم تلگرام دیدم، دومیش رو هم در اینترنت پیدا کردم. امیدوارم اشتباهی در انتسابشون به نزار قبانی پیش نیومده باشه. بالاخره فجازیه دیگه 🙂

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.